دلم خواست بنويسم
از چي و از كجا خيلي چيزي به نظرم نمي رسه
عاشقي واژه جالبيه باهاش دلتنگ ميشي باهاش عاشق ميشي بهانه گير ميشي كلي تغيير ميكني.اما اخرشم نمي دوني كجايي و چي مي خواي.
روزگاريه حاله دلم كمي تا قسمتي ابريه گاهي افتابي.دلم دچار شده نسخه پيچيدن اين نيز بگذرد اري بگذرد اما اين گذشتنا ساده نيست ارزون نيست بهاش سنگينه روزي كه دلم لرزيد ميديدم حاله امروزمو اما...
كه عشق اسان نمود اول ولي افتاد مشكلها.
به قوله يكي از برو بچز كوه ميگفت دختر مگه تو غيره جنگولك بازي احساسم داري خنديدم راست ميگفت من باهمون دلقكبازيا دوست داشتني ترم عاشقي ماله ما نيست شايد.
مي خوام بگذارم و بگذرم چون اين نيز بگذرد
راستي 13 ابان چه كرديد كتكاش چسبيد؟مارو كه نزدن خدا شاهده كلا بچه ها تلاش كردن اما نشد كه مام بشيم فرار مغزها و دمه سفارت با نامه ي پزشكي قانوني.
با توام اي سهراب
اي به پاكي چون اب
يادته گفتي بهم تا شقايق زنده است
زندگي بايد كرد
نيستي سهراب ببيني كه شقايق هم مرد
ديگه با چي كسيو دلخوش كرد
يادته گفتي بهم اومدي سراغ من،نرم و اهسته بيا.
كه مبادا ترك بردارد چيني نازك تنهايي تو
اومدم اهسته ،نرمتر از يك پر قو
خسته از دوري راه ،خسته و چشم به راه.
يادته گفتي بهم عاشقي يعني دچار
فكر كنم شدم دچار
تو خودت گفتي چه تنهاست ماهي اگه دچار دريا باشه
اره تنها باشه يار غمها باشه
يادته ميگفتي گاه گاهي قفسي ميسازم ميفروشم به شما
تا به اواز شقايق كه در ان زندانيست،دله تنهاييتان تازه شود
ديگه حتي اون شقايق كه اسيره قفسه سهراب، سائله يك نفسه.
نيست كه تازگي بده دله تنهايي من
پس كجاست اون قفسه شقايقت منو با خودت ببر به قايقت
راست ميگفتي كاش مردم دانه هاي دلشان پيدا بود
اره كاشكي دلشون شيدا بود
من به دنباله يه چيزه بهترينم سهراب
تو خودت ميگفتي بهم
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه ي عشق تر است
دکی خانوم